das Zimmer
اتاق
در داستانها
Das Zimmer ist leer.
اتاق خالی است.
»Hätten Sie vielleicht noch ein Zimmer frei?«
«ممکن است هنوز یک اتاق خالی داشته باشید؟»
»Ja, wir haben noch ein Zimmer im dritten Stock.«
«بله، ما هنوز یک اتاق در طبقهٔ سوم داریم.»
»Und könnten wir das Zimmer bis zwölf Uhr behalten?«
«و ممکن است ما اتاق را تا ساعت دوازده نگه داریم؟»
Im Zimmer ist es sehr warm.
در اتاق هوا خیلی گرم است.
Samira sucht eine neue Lampe für ihr Zimmer.
سمیرا برای اتاقش دنبال یک چراغ جدید میگردد.
واژههای مرتبط
finden پیدا کردن؛ فکر کردن، نظر داشتن · lächeln لبخند زدن؛ لبخند · wenn اگر، وقتی که · doch که (تأکید) · erzählen تعریف کردن · anrufen زنگ زدن · lange مدت زیادی · schreiben نوشتن · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه) · sofort فوراً · als بهعنوانِ؛ وقتی که · wollen خواستن