überall
همهجا
در داستانها
Überall gibt es alte Sachen.
همهجا وسایل قدیمی هست.
»Sofern der Braten schmeckt, bin ich überall zu Hause.«
«به شرط اینکه کباب خوشمزه باشد، من همهجا در خانهٔ خودم هستم.»
همهجا
Überall gibt es alte Sachen.
همهجا وسایل قدیمی هست.
»Sofern der Braten schmeckt, bin ich überall zu Hause.«
«به شرط اینکه کباب خوشمزه باشد، من همهجا در خانهٔ خودم هستم.»