واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

überall

قید · A2

همه‌جا

در داستان‌ها

Überall gibt es alte Sachen.

همه‌جا وسایل قدیمی هست.

Auf dem Flohmarkt (سطح A2)

»Sofern der Braten schmeckt, bin ich überall zu Hause.«

«به شرط اینکه کباب خوشمزه باشد، من همه‌جا در خانهٔ خودم هستم.»

Oma zieht um (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

das Kabel سیم، کابل · sonnig آفتابی · der Verkäufer فروشنده · wohin به کجا · das Bild تصویر، تابلو · leider متأسفانه · passen مناسب بودن، خوردن به · der Platz جا · die Wand دیوار · schmecken مزه دادن، خوشمزه بودن · am Ende در آخر · langsam آهسته، آرام