leider
متأسفانه
در داستانها
»Nein, leider nicht«, sagt Samira.
«نه، متأسفانه نه»، سمیرا میگوید.
Aber sie ist leider kaputt.
اما متأسفانه خراب است.
Leider war sie nicht mehr zu retten, denn ein Ersatzteil war nirgends zu bekommen.
متأسفانه دیگر نمیشد نجاتش داد، چون قطعهٔ یدکی هیچجا پیدا نمیشد.
واژههای مرتبط
der Computer کامپیوتر · hängen آویزان کردن · das Hotel هتل · das Kabel سیم، کابل · möglich ممکن · sonnig آفتابی · überall همهجا · der Verkäufer فروشنده · vielen Dank خیلی ممنون · das Bild تصویر، تابلو · die Entschuldigung ببخشید؛ عذرخواهی · passen مناسب بودن، خوردن به