واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

das Hotel

اسم · جمع: Hotels · A2

هتل

در داستان‌ها

Am Abend kommen sie müde im Hotel an.

عصر آن‌ها خسته به هتل می‌رسند.

Ein Zimmer in Lübeck (سطح A2)

Es gehörte zu einem Hotel in Barcelona.

عکس مال هتلی در بارسلون بود.

Die Wohnung, die es nicht gab (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

lächeln لبخند زدن؛ لبخند · erzählen تعریف کردن · anrufen زنگ زدن · schreiben نوشتن · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه) · sofort فوراً · seit از (زمان)؛ از وقتی که · angeblich ظاهراً، به گفتهٔ خودش · eines Abends یک شب، یک روز عصر · der Trick حقه، کلک · die Vermieterin صاحب‌خانه (زن) · warm با هزینهٔ گرمایش (اجاره)