angeblich
ظاهراً، به گفتهٔ خودش
در داستانها
Der Mann, der die Anzeige geschrieben hatte, hieß angeblich Herr Weber.
مردی که آگهی را نوشته بود، ظاهراً اسمش آقای وبر بود.
واژههای مرتبط
erzählen تعریف کردن · klein کوچک · der Mann شوهر؛ مرد · schreiben نوشتن · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه) · der Herr آقا · sofort فوراً · zeigen نشان دادن · von از · seit از (زمان)؛ از وقتی که · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · schon حالا دیگر، قبلاً