weiß
سفید
در داستانها
Der Verkäufer ist ein freundlicher Mann mit einem weißen Bart.
فروشنده مردی مهربان با ریش سفید است.
Es zeigt ein blaues Meer und ein weißes Haus.
تابلو یک دریای آبی و یک خانهٔ سفید را نشان میدهد.
واژههای مرتبط
überall همهجا · der Verkäufer فروشنده · das Bild تصویر، تابلو · leider متأسفانه · passen مناسب بودن، خوردن به · der Platz جا · am Ende در آخر · schwer سنگین · aussehen به نظر رسیدن · tragen بردن، حمل کردن · stellen مطرح کردن (سؤال)؛ قرار دادن · finden پیدا کردن؛ فکر کردن، نظر داشتن