haben
hat, hatte, hat gehabt
داشتن
در داستانها
Mina hat eine neue Wohnung.
مینا یک آپارتمان جدید دارد.
Der Mann hat auch Kuchen.
مرد کیک هم دارد.
Jetzt hat Mina drei Taschen.
حالا مینا سه کیسه دارد.
Sara hat zwei Taschen.
سارا دو کیسه دارد.
Er hat ein Heft und einen Stift.
او یک دفتر و یک خودکار دارد.
»Ich habe heute viele Fragen.«
«من امروز سؤالهای زیادی دارم.»
واژههای مرتبط
die Heimat وطن · der Herbst پاییز · hoch بلند · der Keller زیرزمین · die Kiste جعبه · klar روشن، واضح · klingen صدا دادن، طنین داشتن · die Kollegin همکار (زن) · lang به مدت · lassen گذاشتن، واداشتن · legen گذاشتن · leider متأسفانه