sagen
sagt, sagte, hat gesagt
گفتن
در داستانها
»Hallo, Sara!«, sagt Mina.
«سلام، سارا!»، مینا میگوید.
»Der Tisch ist von Oma«, sagt Mina.
«میز مال مادربزرگ است»، مینا میگوید.
»Hier«, sagt Mina.
«اینجا»، مینا میگوید.
»Das Bett kommt morgen«, sagt Mina.
«تخت فردا میآید»، مینا میگوید.
»Zehn Eier, bitte«, sagt Mina.
«ده تا تخممرغ، لطفاً»، مینا میگوید.
»So viel Essen!«, sagt Sara.
«اینهمه غذا!»، سارا میگوید.
واژههای مرتبط
mitkommen همراه آمدن · der Mittwoch چهارشنبه · die Nachricht پیام · die Nacht شب · nirgends هیچجا · der November نوامبر · das Obst میوه · obwohl با اینکه، اگرچه · oft اغلب، بارها · das Papier مدرک، کاغذ · der Park پارک · passen مناسب بودن، خوردن به