der Mittwoch
چهارشنبه
در داستانها
Am Mittwoch fallen ihm drei Brötchen auf den Boden.
چهارشنبه سه نان از دستش روی زمین میافتند.
Am Mittwoch stand eine Kiste vor ihrer Tür.
چهارشنبه یک جعبه جلوی درِ او بود.
Die schwarze Maschine kam am Mittwoch, und sie funktionierte.
دستگاه سیاه چهارشنبه رسید، و کار میکرد.
واژههای مرتبط
online آنلاین · das Paket بسته · die Rechnung صورتحساب · schließen بستن، تعطیل کردن · sich interessieren علاقهمند بودن؛ علاقه داشتن (für) · die Tochter دختر (فرزند) · unfreundlich بیادب، نامهربان · während همانطور که، در حین · die Ware کالا · wohl احتمالاً، دیگر · abgeben تحویل دادن · der Bäcker نانوا