واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

während

حرف ربط · B1

همان‌طور که، در حین

در داستان‌ها

Frau Berger interessierte sich sofort für das Gemüse vom Hof, während sie den Zettel las.

خانم برگر همان‌طور که او یادداشت را می‌خواند، فوراً به سبزیجات آن مزرعه علاقه‌مند شد.

Die Kiste vor der Tür (سطح B1)

Während er arbeitete, saß die Frau still auf dem Sofa und sah ihm zu.

در حالی که او کار می‌کرد، زن آرام روی مبل نشسته بود و او را تماشا می‌کرد.

Der Klavierstimmer (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

annehmen فرض کردن، پذیرفتن · damit تا اینکه، برای اینکه · darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن · sonst همیشه، در غیر این صورت · vorher قبلاً، از قبل · weg دور، رفته؛ گم؛ راه · der Zettel یادداشت · darüber دربارهٔ آن · einmal یک بار · die Stadt شهر · genau دقیق؛ دقیقاً · trotzdem با این حال