واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

darauf

قید · B1

روی آن؛ به آن، منتظر آن

در داستان‌ها

»Wir schließen am Monatsende«, stand darauf.

روی آن نوشته بود: « ما آخر ماه تعطیل می‌کنیم.»

Die Kiste vor der Tür (سطح B1)

Darauf standen fünf Euro mehr als sonst, obwohl er nichts geändert hatte.

روی آن پنج یورو بیشتر از همیشه نوشته شده بود، با اینکه او چیزی تغییر نداده بود.

Fünf Euro mehr (سطح B1)

Trotzdem haben wir uns jedes Jahr darauf gefreut.«

با این حال ما هر سال منتظرش بودیم.»

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

Trotzdem war Lea stolz darauf.

با این حال لئا به آن افتخار می‌کرد.

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

Darauf war eine Straße zu sehen, die es so vermutlich nirgends mehr gab, und am Rand die Schulter eines Menschen, den der Fotograf nicht hatte abbilden wollen.

روی آن خیابانی دیده می‌شد، که احتمالاً دیگر هیچ‌جا این‌طور وجود نداشت، و در حاشیه شانهٔ آدمی، که عکاس نمی‌خواست او را نشان دهد.

Das Fundbüro (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

sehen دیدن · von از · aus از، اهلِ · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · wie مثل؛ چطور · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن · schon حالا دیگر، قبلاً · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · so این‌طور، چنین؛ چه (تعجب)