واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

schließen

فعل · B1

schließt, schloss, hat geschlossen

بستن، تعطیل کردن

در داستان‌ها

»Wir schließen am Monatsende«, stand darauf.

روی آن نوشته بود: « ما آخر ماه تعطیل می‌کنیم.»

Die Kiste vor der Tür (سطح B1)

Die Prüferin hatte die Tür schon geschlossen.

ممتحن در را دیگر بسته بود.

Der Tag der Prüfung (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · wie مثل؛ چطور · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن · schon حالا دیگر، قبلاً · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · für برای؛ به · vor جلوی؛ از (ترس) · das Haus ساختمان، خانه · die Woche هفته