واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Tochter

اسم · جمع: Töchter · B1

دختر (فرزند)

در داستان‌ها

»Nicht schlecht«, sagte Frau Novak zu ihrer Tochter.

«بد نیست»، خانم نواک به دخترش گفت.

Die falsche Kaffeemaschine (سطح B1)

»Spielt Ihre Tochter?«, fragte er nach einer Stunde.

«دختر شما می‌نوازد؟»، او بعد از یک ساعت پرسید.

Der Klavierstimmer (سطح B1)

Sie weinte nicht, aber sie lächelte, als wäre die Tochter schon im Zimmer.

او گریه نکرد، اما او لبخند زد، انگار دختر از قبل در اتاق بود.

Der Klavierstimmer (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

kennen شناختن · der Montag دوشنبه · nächst بعدی، آینده · später بعد · die Stunde ساعت · trinken نوشیدن · bei نزدِ، در · beim موقعِ (bei + dem) · lächeln لبخند زدن؛ لبخند · die Tür در · wenn اگر، وقتی که · die Wohnung آپارتمان، خانه