واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

abgeben

فعل · B1

gibt ab, gab ab, hat abgegeben

تحویل دادن

در داستان‌ها

Am Montag gab sie das Paket bei der Post ab.

دوشنبه او بسته را در پست تحویل داد.

Die falsche Kaffeemaschine (سطح B1)

Was abgegeben werde, sagte sie gern, sei selten das, was tatsächlich verloren gehe.

او با میل می‌گفت، آنچه تحویل داده می‌شود، به‌ندرت همان چیزی است که واقعاً گم می‌شود.

Das Fundbüro (سطح B2)

»Der Bote wird es bei einem Nachbarn abgegeben haben.«

«لابد مأمور پست آن را پیش یکی از همسایه‌ها گذاشته است.»

Das verschwundene Paket (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

der Euro یورو · der Kaffee قهوه · laufen راه رفتن، دویدن · suchen جستجو کردن، دنبال چیزی گشتن · wohnen زندگی کردن · antworten جواب دادن · brauchen لازم داشتن، به کار رفتن؛ استفاده کردن · denken فکر کردن · eigentlich راستی، در واقع · der Kuchen کیک · über دربارهٔ، از · wo کجا