der Kuchen
کیک
در داستانها
Der Mann hat auch Kuchen.
مرد کیک هم دارد.
Aber die Kuchen sind teuer.
اما کیکها گران هستند.
Sie hat einen Kuchen.
او یک کیک دارد.
Wann essen wir den Kuchen?«
کیک را کی میخوریم؟»
Sie bekommt zu viel Kuchen!«
او زیادی کیک میخورد!»
Sie isst den Kuchen jetzt mit Neda.
او حالا کیک را با ندا میخورد.
واژههای مرتبط
einladen دعوت کردن · der Einzug ورود به خانهٔ نو · enttäuscht دلسرد، ناامید · das Ersatzteil قطعهٔ یدکی · die Etage طبقه · der Fluchtweg راه فرار · das Geburtstagsgeschenk هدیهٔ تولد · das Gehäuse بدنه (دستگاه) · die Gehhilfe عصای کمکی، واکر · der Gemeinderaum سالن محله · halten نگه داشتن · die Hausordnung مقررات ساختمان