واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

das Papier

اسم · جمع: Papiere · B1

مدرک، کاغذ

در داستان‌ها

»Um die Papiere für die Versicherung auszufüllen«, sagte Jonas.

«برای پر کردن مدارکِ بیمه»، یوناس گفت.

Bitte vergiss nichts (سطح B1)

Die Käserei war sauber, die Papiere waren sortiert, und die Lichter waren gelöscht.

کارگاه تمیز بود، کاغذها مرتب بودند، و چراغ‌ها خاموش بودند.

Die Kontrolle (سطح B2)

Dann übersetzte sie den Satz: »Sie müssen diese Papiere schicken, damit wir Ihren Antrag prüfen können.«

بعد او جمله را ترجمه کرد: «شما باید این کاغذها را بفرستید، تا ما بتوانیم درخواستتان را بررسی کنیم.»

Die Anerkennung (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

doch که (تأکید) · erzählen تعریف کردن · klein کوچک · lesen خواندن · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · wissen دانستن · anrufen زنگ زدن · lange مدت زیادی · der Samstag شنبه · schreiben نوشتن · sofort فوراً · zeigen نشان دادن