واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

dick

صفت · A1

چاق؛ کلفت

در داستان‌ها

»Sie ist nur zu dick.

«او فقط زیادی چاق است.

Minka hat einen Termin (سطح A1)

Sie ist nicht mehr so dick.

او دیگر آن‌قدر چاق نیست.

Minka hat einen Termin (سطح A1)

واژه‌های مرتبط

spielen بازی کردن، نواختن · telefonieren تلفنی حرف زدن · die Zeit زمان، مدت؛ وقت · zu بیش از حد، زیادی · die Tasche کیف؛ جیب · warten منتظر ماندن؛ منتظر ماندن (auf) · bis تا؛ تا وقتی که · brauchen لازم داشتن، به کار رفتن؛ استفاده کردن · essen خوردن · der Kuchen کیک · rot قرمز · klingeln زنگ زدن (زنگ در)