sein
ist, war, ist gewesen
بودن
در داستانها
Die Wohnung ist in Köln.
آپارتمان در کلن است.
Sie ist klein, aber hell.
آن کوچک است، اما روشن.
»Das ist der Flur.«
«این راهرو است.»
Der Flur ist sehr eng.
راهرو خیلی باریک است.
Die Lampe ist neu.
چراغ نو است.
Die Küche ist nicht groß.
آشپزخانه بزرگ نیست.
واژههای مرتبط
erklären توضیح دادن · die Minute دقیقه · trotzdem با این حال · weil چون · werden فعل کمکی مجهول (میشود، شد) · denken فکر کردن · eigentlich راستی، در واقع · über دربارهٔ، از · jung جوان · kennen شناختن · kurz کوتاه · die Leute مردم