sauber
تمیز
در داستانها
Die Käserei war sauber, die Papiere waren sortiert, und die Lichter waren gelöscht.
کارگاه تمیز بود، کاغذها مرتب بودند، و چراغها خاموش بودند.
واژههای مرتبط
lange مدت زیادی · der Samstag شنبه · sofort فوراً · zeigen نشان دادن · als بهعنوانِ؛ وقتی که · sitzen نشستن · arbeiten کار کردن · neu جدید · das Jahr سال · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · müssen باید، مجبور بودن · schon حالا دیگر، قبلاً