واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

sauber

صفت · B2

تمیز

در داستان‌ها

Die Käserei war sauber, die Papiere waren sortiert, und die Lichter waren gelöscht.

کارگاه تمیز بود، کاغذها مرتب بودند، و چراغ‌ها خاموش بودند.

Die Kontrolle (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

lange مدت زیادی · der Samstag شنبه · sofort فوراً · zeigen نشان دادن · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · sitzen نشستن · arbeiten کار کردن · neu جدید · das Jahr سال · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · müssen باید، مجبور بودن · schon حالا دیگر، قبلاً