واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

notieren

فعل · B1

notiert, notierte, hat notiert

یادداشت کردن

در داستان‌ها

Herr Adler notierte die Adresse, obwohl er an diesem Tag schon müde war.

آقای آدلر آدرس را یادداشت کرد، اگرچه او آن روز از قبل خسته بود.

Der Klavierstimmer (سطح B1)

»Und die Temperaturen werden jeden Tag notiert?«

«و دماها هر روز یادداشت می‌شوند؟»

Die Kontrolle (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

hier اینجا · lächeln لبخند زدن؛ لبخند · die Tür در · die Uhr ساعت · wenn اگر، وقتی که · die Wohnung آپارتمان، خانه · klein کوچک · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · wissen دانستن · anrufen زنگ زدن · lange مدت زیادی · der Samstag شنبه