die Kontrolle
بازرسی، کنترل
در داستانها
Am Ende war die Kontrolle bestanden, mit einer kleinen Auflage.
در پایان بازرسی با موفقیت گذشت، با یک تذکر کوچک.
واژههای مرتبط
der Kühlraum سردخانه · die Lebensmittelkontrolle بازرسی مواد غذایی · das Licht نور، چراغ · löschen خاموش کردن؛ پاک کردن · losfahren راه افتادن · reinigen تمیز کردن · sauber تمیز · sortieren مرتب کردن · die Temperatur دما · von Hand با دست · wischen پاک کردن، تی کشیدن · zuletzt آخرین بار