واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

die Temperatur

اسم · جمع: Temperaturen · B2

دما

در داستان‌ها

»Die Böden müssen gewischt werden, die Kühlschränke müssen kontrolliert werden, und jede Temperatur muss aufgeschrieben werden.«

«کف‌ها باید تی کشیده شوند، یخچال‌ها باید بررسی شوند، و هر دما باید یادداشت شود.»

Die Kontrolle (سطح B2)

»Und die Temperaturen werden jeden Tag notiert?«

«و دماها هر روز یادداشت می‌شوند؟»

Die Kontrolle (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

sitzen نشستن · arbeiten کار کردن · neu جدید · das Jahr سال · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · müssen باید، مجبور بودن · schon حالا دیگر، قبلاً · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · die Frau خانم؛ زن