der Montagmorgen
صبح دوشنبه
در داستانها
Am Montagmorgen fand Lena einen alten Schlüssel vor ihrer Tür.
دوشنبه صبح، لنا یک کلید قدیمی جلوی در خانهاش پیدا کرد.
An einem Montagmorgen rief Bäuerin Hanne sie an.
یک صبح دوشنبه هانهٔ کشاورز به او زنگ زد.
واژههای مرتبط
liegen قرار داشتن، بودن · zeigen نشان دادن · als بهعنوانِ؛ وقتی که · sitzen نشستن · arbeiten کار کردن · neu جدید · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · schon حالا دیگر، قبلاً · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · wieder دوباره · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · vor جلوی؛ از (ترس)