früher
قدیمها، سابقاً
در داستانها
»Früher gab es Fleisch nur sonntags«, sagte die Großmutter.
«قدیمها گوشت فقط یکشنبهها بود»، مادربزرگ گفت.
Früher und heute standen nebeneinander, in einem Glas.
گذشته و امروز کنار هم بودند، در یک شیشه.
»Früher war der Mai nass.
«قدیمها ماه مه بارانی بود.
»Weißt du«, sagte Hanne, »früher wurde hier alles von Hand gemacht, und niemand hat kontrolliert.
«میدانی»، هانه گفت، «قدیم اینجا همه چیز با دست انجام میشد، و هیچکس بازرسی نمیکرد.
»Wisst ihr«, sagte sie, »früher hat man fast alles repariert.
«میدانید»، او گفت، «قدیم آدمها تقریباً همه چیز را تعمیر میکردند.
Sie kochten zusammen, wie früher.
آنها مثل قدیم با هم آشپزی کردند.