öffnen
öffnet, öffnete, hat geöffnet
باز کردن
در داستانها
Tara öffnet den Kühlschrank.
تارا یخچال را باز میکند.
Frau Kessler öffnete die Tür nur einen Spalt.
خانم کسلر در را فقط به اندازهٔ یک شکاف باز کرد.
Als sie ankam, war die Tür der Käserei schon geöffnet, und alle Geräte waren ausgeschaltet.
وقتی رسید، در کارگاه پنیرسازی از قبل باز بود، و همهٔ دستگاهها خاموش بودند.
Emre öffnete das Gehäuse.
امره بدنه را باز کرد.
Er öffnete nicht.
او در را باز نکرد.
واژههای مرتبط
letzte آخرین · liefern تحویل دادن · die Liste فهرست · das Mädchen دختر · mal گاهی، یک وقت · mitnehmen با خود بردن · der Montagmorgen صبح دوشنبه · die Nachbarschaft همسایگی · notieren یادداشت کردن · der Ökohof مزرعهٔ ارگانیک · organisieren برگزار کردن، سازمان دادن · das Paket بسته