واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

öffnen

فعل · A1

öffnet, öffnete, hat geöffnet

باز کردن

در داستان‌ها

Tara öffnet den Kühlschrank.

تارا یخچال را باز می‌کند.

Der leere Kühlschrank (سطح A1)

Frau Kessler öffnete die Tür nur einen Spalt.

خانم کسلر در را فقط به اندازهٔ یک شکاف باز کرد.

Das Fahrrad im Treppenhaus (سطح B1)

Als sie ankam, war die Tür der Käserei schon geöffnet, und alle Geräte waren ausgeschaltet.

وقتی رسید، در کارگاه پنیرسازی از قبل باز بود، و همهٔ دستگاه‌ها خاموش بودند.

Die Kontrolle (سطح B2)

Emre öffnete das Gehäuse.

امره بدنه را باز کرد.

Das Reparaturcafé (سطح B2)

Er öffnete nicht.

او در را باز نکرد.

Das verschwundene Paket (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

letzte آخرین · liefern تحویل دادن · die Liste فهرست · das Mädchen دختر · mal گاهی، یک وقت · mitnehmen با خود بردن · der Montagmorgen صبح دوشنبه · die Nachbarschaft همسایگی · notieren یادداشت کردن · der Ökohof مزرعهٔ ارگانیک · organisieren برگزار کردن، سازمان دادن · das Paket بسته