واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

mal

ادات · B1

گاهی، یک وقت

در داستان‌ها

»Keine Sorge, das kann ja mal vorkommen.

«نگران نباشید، این خب گاهی پیش می‌آید.

Das Fahrrad im Treppenhaus (سطح B1)

»Mach doch mal eine Pause«, sagte Ilka, als Nasrin schwer atmete.

«یک کم استراحت کن دیگر»، ایلکا گفت، وقتی نسرین به نفس‌نفس افتاده بود.

Auf dem Gipfel (سطح B2)

»Schau mal, da unten ist unser Dorf!«, rief Ilka.

«ببین، آن پایین روستای ماست!»، ایلکا فریاد زد.

Auf dem Gipfel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

jetzt حالا · viel خیلی · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · auch همچنین، حتی · heute امروز · nach به (مقصد)؛ برای · stehen ایستادن · noch هنوز · der Tag روز · können توانستن · der Abend شب، عصر