واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Nachbarschaft

اسم · جمع: Nachbarschaften · B1

همسایگی

در داستان‌ها

Sie kannte noch niemanden im Haus, und jetzt hatte sie schon ein Problem in der Nachbarschaft.

او هنوز کسی را در ساختمان نمی‌شناخت، و حالا همین اول مشکلی در همسایگی داشت.

Das Fahrrad im Treppenhaus (سطح B1)

»Der vor zwei Jahren eröffnete Park ist zum Treffpunkt der ganzen Nachbarschaft geworden.

«پارکی که دو سال پیش افتتاح شد، به محل دیدارِ همهٔ همسایه‌ها تبدیل شده است.

Ein Viertel im Wandel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

dass اینکه؛ که · dort آنجا · die Küche آشپزخانه · leer خالی · der Montag دوشنبه · später بعد · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · bei نزدِ، در · finden پیدا کردن؛ فکر کردن، نظر داشتن · hier اینجا · die Tür در · die Wohnung آپارتمان، خانه