streng
سختگیر، جدی
در داستانها
»Das muss sofort korrigiert werden«, sagte die Frau streng.
«این باید فوراً اصلاح شود»، زن با جدیت گفت.
Der Physiotherapeut, Herr Ludwig, war streng.
فیزیوتراپ، آقای لودویگ، سختگیر بود.
واژههای مرتبط
um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · wissen دانستن · anrufen زنگ زدن · lange مدت زیادی · der Samstag شنبه · der Herr آقا · liegen قرار داشتن، بودن · sofort فوراً · sehr بسیار · zeigen نشان دادن · als بهعنوانِ؛ وقتی که · sitzen نشستن