sehr
بسیار
در داستانها
Der Flur ist sehr eng.
راهرو خیلی باریک است.
»Das Sofa ist sehr bequem!«
«مبل خیلی راحت است!»
Sie ist sehr freundlich.
او خیلی مهربان است.
»Isfahan ist sehr schön, oder?«
«اصفهان خیلی قشنگ است، نه؟»
»Ja, sehr schön!«
«بله، خیلی قشنگ!»
»Ja, sehr viel!«
«بله، خیلی زیاد!»
واژههای مرتبط
wertvoll باارزش · wiederkommen دوباره آمدن، برگشتن · zurückgeben پس دادن · zuschieben به سمت کسی هل دادن · zustellen تحویل دادن (مرسوله) · zuwider ناخوشایند، بیزارکننده · abholen بردن، تحویل گرفتن؛ آوردن (از جایی)، دنبال کسی رفتن · also پس، بنابراین · aufhören دست برداشتن، متوقف شدن · aufmachen باز کردن · aufräumen مرتب کردن · beschreiben توصیف کردن