واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

zurückgeben

فعل · B2

gibt zurück, gab zurück, hat zurückgegeben

پس دادن

در داستان‌ها

Darin steckte dasselbe Foto, zurückgegeben ohne jede Erklärung, und ein Zettel mit einem einzigen Satz: »Ich weiß jetzt, was es war.«

درون آن همان عکس بود، بازگردانده شده بدون هیچ توضیحی، و یادداشتی با یک جملهٔ واحد: «حالا من می‌دانم، آن چه بود».

Das Fundbüro (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

verlieren گم کردن، از دست دادن · vermutlich احتمالاً · verwalten اداره کردن · vollständig کامل · die Wahl انتخاب · wegschicken روانه کردن، رد کردن · wertvoll باارزش · zuschieben به سمت کسی هل دادن · zuwider ناخوشایند، بیزارکننده · aufhören دست برداشتن، متوقف شدن · das Ding چیز · durch از میان، در سراسر