die Wahl
انتخاب
در داستانها
Der junge Mann sah lange in den Karton, ohne etwas anzufassen, als könnte ihm die falsche Wahl den ganzen Abend verderben.
مرد جوان مدتی طولانی درون جعبه نگاه کرد، بیآنکه چیزی را لمس کند، انگار انتخاب اشتباه میتوانست تمام شب را برایش خراب کند.
واژههای مرتبط
beschreiben توصیف کردن · ernst جدی · falsch اشتباه، نادرست · lagern انبار بودن، نگهداری شدن؛ نگهداری کردن، انبار کردن · ohnehin به هر حال، در هر صورت · der Regenschirm چتر · die Reise سفر · sich bedanken تشکر کردن · der Umschlag پاکت · abgeben تحویل دادن · das Buch کتاب · darin داخل آن