واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

ohnehin

قید

به هر حال، در هر صورت

در داستان‌ها

Die Bank haftete bei einer Sperre ohnehin.

بانک در صورت مسدودسازی به هر حال مسئول بود.

Die Karte ist weg (سطح B1)

Aber was hier landet, gehört ohnehin niemandem mehr.«

اما آنچه اینجا سر از آن درمی‌آورد، به هر حال دیگر به هیچ‌کس تعلق ندارد».

Das Fundbüro (سطح B2)