darin
داخل آن
در داستانها
Darin lagen Karotten mit Erde, Äpfel und ein Zettel: »Diese Woche vom Hof Meyer.
داخل آن هویج با خاک، سیب و یادداشتی بود: « این هفته از مزرعهٔ مایر.
Darin lag eine silberne Maschine mit Milchschäumer.
داخل آن یک دستگاه نقرهای با کفساز شیر بود.
Darin steckte dasselbe Foto, zurückgegeben ohne jede Erklärung, und ein Zettel mit einem einzigen Satz: »Ich weiß jetzt, was es war.«
درون آن همان عکس بود، بازگردانده شده بدون هیچ توضیحی، و یادداشتی با یک جملهٔ واحد: «حالا من میدانم، آن چه بود».
واژههای مرتبط
falsch اشتباه، نادرست · das Feld مزرعه، دشت؛ زمین کشاورزی · der Gutschein کوپن · der Hof مزرعه، حیاط · kostenlos رایگان · lagern انبار بودن، نگهداری شدن؛ نگهداری کردن، انبار کردن · längst مدتها پیش · letzte آخرین · die Lieferung تحویل، ارسال · die Maschine دستگاه · ohnehin به هر حال، در هر صورت · online آنلاین