das Feld
مزرعه، دشت؛ زمین کشاورزی
در داستانها
Eine junge Frau erzählte ihr vom Wetter auf dem Feld.
زن جوانی برای او از هوای در مزرعه تعریف کرد.
Auf dem Feld wurden Salat und Radieschen geschnitten.
در مزرعه کاهو و تربچه چیده شد.
واژههای مرتبط
der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به · auf روی؛ برای (منتظر) · fragen پرسیدن · dann بعد · im در (in + dem) · mit با · nicht نه · aber اما · in در · am در (an + dem)