ernst
جدی
در داستانها
Dann wird er ernst.
بعد او جدی میشود.
Man müsse ihn nicht ernst nehmen; er sei nur den ganzen Tag durch die Stadt gelaufen und am Ende hier gelandet.
لازم نیست او را جدی بگیرند؛ او فقط تمام روز در شهر راه رفته و در پایان اینجا سر درآورده است.
واژههای مرتبط
lächeln لبخند زدن؛ لبخند · wenn اگر، وقتی که · wissen دانستن · anrufen زنگ زدن · schreiben نوشتن · wollen خواستن · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · müssen باید، مجبور بودن · die Woche هفته · nach به (مقصد)؛ برای