واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

ernst

صفت · A2

جدی

در داستان‌ها

Dann wird er ernst.

بعد او جدی می‌شود.

Kian ist müde (سطح A2)

Man müsse ihn nicht ernst nehmen; er sei nur den ganzen Tag durch die Stadt gelaufen und am Ende hier gelandet.

لازم نیست او را جدی بگیرند؛ او فقط تمام روز در شهر راه رفته و در پایان اینجا سر درآورده است.

Das Fundbüro (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

lächeln لبخند زدن؛ لبخند · wenn اگر، وقتی که · wissen دانستن · anrufen زنگ زدن · schreiben نوشتن · wollen خواستن · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · müssen باید، مجبور بودن · die Woche هفته · nach به (مقصد)؛ برای