wegschicken
schickt weg, schickte weg, hat weggeschickt
روانه کردن، رد کردن
در داستانها
Frau Kestner hätte ihn wegschicken können.
خانم کستنر میتوانست او را روانه کند.
واژههای مرتبط
die Erklärung توضیح · irgendwann دیر یا زود، زمانی · jedenfalls دستکم، به هر حال · schließlich سرانجام · tatsächlich واقعاً · abholen بردن، تحویل گرفتن؛ آوردن (از جایی)، دنبال کسی رفتن · beschreiben توصیف کردن · ernst جدی · falsch اشتباه، نادرست · lagern انبار بودن، نگهداری شدن؛ نگهداری کردن، انبار کردن · ohnehin به هر حال، در هر صورت · der Regenschirm چتر