واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

wegschicken

فعل · B2

schickt weg, schickte weg, hat weggeschickt

روانه کردن، رد کردن

در داستان‌ها

Frau Kestner hätte ihn wegschicken können.

خانم کستنر می‌توانست او را روانه کند.

Das Fundbüro (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

die Erklärung توضیح · irgendwann دیر یا زود، زمانی · jedenfalls دست‌کم، به هر حال · schließlich سرانجام · tatsächlich واقعاً · abholen بردن، تحویل گرفتن؛ آوردن (از جایی)، دنبال کسی رفتن · beschreiben توصیف کردن · ernst جدی · falsch اشتباه، نادرست · lagern انبار بودن، نگهداری شدن؛ نگهداری کردن، انبار کردن · ohnehin به هر حال، در هر صورت · der Regenschirm چتر