tatsächlich
واقعاً
در داستانها
Was abgegeben werde, sagte sie gern, sei selten das, was tatsächlich verloren gehe.
او با میل میگفت، آنچه تحویل داده میشود، بهندرت همان چیزی است که واقعاً گم میشود.
Auf einer Bank saß tatsächlich die ältere Dame.
روی یک نیمکت واقعاً همان خانم مسن نشسته بود.
واژههای مرتبط
nur فقط · auch همچنین، حتی · heute امروز · nach به (مقصد)؛ برای · stehen ایستادن · noch هنوز · der Tag روز · können توانستن · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به