واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

tatsächlich

قید · B2

واقعاً

در داستان‌ها

Was abgegeben werde, sagte sie gern, sei selten das, was tatsächlich verloren gehe.

او با میل می‌گفت، آنچه تحویل داده می‌شود، به‌ندرت همان چیزی است که واقعاً گم می‌شود.

Das Fundbüro (سطح B2)

Auf einer Bank saß tatsächlich die ältere Dame.

روی یک نیمکت واقعاً همان خانم مسن نشسته بود.

Ein Viertel im Wandel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

nur فقط · auch همچنین، حتی · heute امروز · nach به (مقصد)؛ برای · stehen ایستادن · noch هنوز · der Tag روز · können توانستن · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به