jedenfalls
دستکم، به هر حال
در داستانها
Das jedenfalls behauptete Frau Kestner, die den Raum im Untergeschoss des Hauptbahnhofs seit sechzehn Jahren verwaltete.
دستکم خانم کستنر این را ادعا میکرد، که شانزده سال بود آن اتاق را در طبقهٔ زیرین ایستگاه مرکزی اداره میکرد.
Das hat mir jedenfalls die Frau aus dem dritten Stock erzählt.«
دستکم خانمِ طبقهٔ سوم این را به من گفته است.»
واژههای مرتبط
sich bedanken تشکر کردن · der Umschlag پاکت · abgeben تحویل دادن · das Buch کتاب · darin داخل آن · erleichtert آسوده · genug به اندازهٔ کافی · der Keller زیرزمین · lang به مدت · legen گذاشتن · nirgends هیچجا · der Satz جمله