واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

zustellen

فعل · B2

stellt zu, stellte zu, hat zugestellt

تحویل دادن (مرسوله)

در داستان‌ها

Laut Sendungsverfolgung war es um elf Uhr zugestellt worden.

طبق سیستم پیگیری مرسوله آن ساعت یازده تحویل داده شده بود.

Das verschwundene Paket (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

die Eile عجله · jedenfalls دست‌کم، به هر حال · laut طبقِ، بر اساسِ · mitnehmen با خود بردن · tun کردن، انجام دادن · das Paket بسته · abgeben تحویل دادن · erleichtert آسوده · der Keller زیرزمین · das Erdgeschoss طبقهٔ همکف · der Sohn پسر · werden فعل کمکی زمان آینده (خواهم، خواهی، خواهد)