واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Käserei

اسم · جمع: Käsereien · B1

پنیرسازی

در داستان‌ها

Danach zeigte Hanne die Käserei.

بعد از آن هانه پنیرسازی را نشان داد.

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

»Die Käserei muss bis heute Abend geputzt werden.«

«کارگاه پنیرسازی تا امشب باید تمیز شود.»

Die Kontrolle (سطح B2)

Als sie ankam, war die Tür der Käserei schon geöffnet, und alle Geräte waren ausgeschaltet.

وقتی رسید، در کارگاه پنیرسازی از قبل باز بود، و همهٔ دستگاه‌ها خاموش بودند.

Die Kontrolle (سطح B2)

Die Käserei war sauber, die Papiere waren sortiert, und die Lichter waren gelöscht.

کارگاه تمیز بود، کاغذها مرتب بودند، و چراغ‌ها خاموش بودند.

Die Kontrolle (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · für برای؛ به · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · die Woche هفته · jetzt حالا · die Frau خانم؛ زن · heute امروز · nach به (مقصد)؛ برای · stehen ایستادن · noch هنوز