nachschauen
schaut nach, schaute nach, hat nachgeschaut
نگاه کردن، بررسی کردن
در داستانها
Mina schaut im Internet nach.
مینا در اینترنت نگاه میکند.
واژههای مرتبط
müde خسته · essen خوردن · früh زود، قبلاً · möchten خواستن (مؤدبانه)، میل داشتن · bleiben ماندن · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · hier اینجا · die Uhr ساعت · bekommen دریافت کردن · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · der Mann شوهر؛ مرد · der Samstag شنبه