واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

nachschauen

فعل · A2

schaut nach, schaute nach, hat nachgeschaut

نگاه کردن، بررسی کردن

در داستان‌ها

Mina schaut im Internet nach.

مینا در اینترنت نگاه می‌کند.

Wenn die Sonne scheint (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

müde خسته · essen خوردن · früh زود، قبلاً · möchten خواستن (مؤدبانه)، میل داشتن · bleiben ماندن · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · hier اینجا · die Uhr ساعت · bekommen دریافت کردن · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · der Mann شوهر؛ مرد · der Samstag شنبه