ob
آیا، که آیا
در داستانها
»Ich weiß nicht, ob das Wetter gut wird«, sagt Sara.
«نمیدانم که آیا هوا خوب میشود»، سارا میگوید.
Mina fragt ihre Nachbarin, ob sie die Katze füttern kann.
مینا از همسایهاش میپرسد که آیا او میتواند به گربه غذا بدهد.
Sara fragt: »Weißt du, ob wir hier schwimmen können?«
سارا میپرسد: «میدانی که آیا ما اینجا میتوانیم شنا کنیم؟»
Er fragte sich, ob sie die Rentnerin aus dem Artikel war.
او از خودش پرسید آیا او همان زن بازنشستهٔ مقاله است.