واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

ob

حرف ربط

آیا، که آیا

در داستان‌ها

»Ich weiß nicht, ob das Wetter gut wird«, sagt Sara.

«نمی‌دانم که آیا هوا خوب می‌شود»، سارا می‌گوید.

Wenn die Sonne scheint (سطح A2)

Mina fragt ihre Nachbarin, ob sie die Katze füttern kann.

مینا از همسایه‌اش می‌پرسد که آیا او می‌تواند به گربه غذا بدهد.

Wenn die Sonne scheint (سطح A2)

Sara fragt: »Weißt du, ob wir hier schwimmen können?«

سارا می‌پرسد: «می‌دانی که آیا ما اینجا می‌توانیم شنا کنیم؟»

Wenn die Sonne scheint (سطح A2)

Er fragte sich, ob sie die Rentnerin aus dem Artikel war.

او از خودش پرسید آیا او همان زن بازنشستهٔ مقاله است.

Ein Viertel im Wandel (سطح B2)