واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

der Kurs

اسم · جمع: Kurse · B1

کلاس، دوره

در داستان‌ها

Im Kurs stellte die Lehrerin die Frage noch einmal.

در کلاس معلم سؤال را یک بار دیگر مطرح کرد.

Um ehrlich zu sein (سطح B1)

Im Kurs sollte jeder seine Sprachbiografie schreiben.

در کلاس هر کس باید زندگی‌نامهٔ زبانی‌اش را می‌نوشت.

Meine Sprachen (سطح B1)

Die Lehrerin hängte die Biografien im Kurs auf.

معلم زندگی‌نامه‌ها را در کلاس آویزان کرد.

Meine Sprachen (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

der Mann شوهر؛ مرد · schreiben نوشتن · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه) · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · sitzen نشستن · wollen خواستن · arbeiten کار کردن · von از · aus از، اهلِ · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که