واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

das Vorurteil

اسم · جمع: Vorurteile · B1

پیش‌داوری

در داستان‌ها

Das war ein Vorurteil, und es stimmte nicht.

این یک پیش‌داوری بود، و درست نبود.

Um ehrlich zu sein (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

arbeiten کار کردن · von از · aus از، اهلِ · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · schon حالا دیگر، قبلاً · für برای؛ به · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · die Woche هفته