das Vorurteil
پیشداوری
در داستانها
Das war ein Vorurteil, und es stimmte nicht.
این یک پیشداوری بود، و درست نبود.
واژههای مرتبط
arbeiten کار کردن · von از · aus از، اهلِ · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · schon حالا دیگر، قبلاً · für برای؛ به · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · die Woche هفته