واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Warteschlange

اسم · جمع: Warteschlangen · B1

صف انتظار

در داستان‌ها

Im Supermarkt ärgerte sie sich jeden Samstag über die Warteschlange an der Kasse.

در سوپرمارکت او هر شنبه از صف انتظار کنار صندوق عصبانی می‌شد.

Die Kiste vor der Tür (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

sich interessieren علاقه‌مند بودن؛ علاقه داشتن (für) · während همان‌طور که، در حین · der Bäcker نانوا · darin داخل آن · obwohl با اینکه، اگرچه · der Preis قیمت · andere دیگر · annehmen فرض کردن، پذیرفتن · damit تا اینکه، برای اینکه · darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن · vorher قبلاً، از قبل · der Zettel یادداشت