die Warteschlange
صف انتظار
در داستانها
Im Supermarkt ärgerte sie sich jeden Samstag über die Warteschlange an der Kasse.
در سوپرمارکت او هر شنبه از صف انتظار کنار صندوق عصبانی میشد.
واژههای مرتبط
sich interessieren علاقهمند بودن؛ علاقه داشتن (für) · während همانطور که، در حین · der Bäcker نانوا · darin داخل آن · obwohl با اینکه، اگرچه · der Preis قیمت · andere دیگر · annehmen فرض کردن، پذیرفتن · damit تا اینکه، برای اینکه · darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن · vorher قبلاً، از قبل · der Zettel یادداشت