weder … noch
نه … و نه
در داستانها
Bitte stellen Sie weder Fahrräder noch Kartons in den Flur.«
لطفاً نه دوچرخه و نه کارتن در راهرو نگذارید.»
»Ich wollte weder unfreundlich sein noch Streit anfangen.
«من نه میخواستم بیادب باشم و نه دعوا راه بیندازم.
»Ich backe sonst weder für mich noch für andere.
«من معمولاً نه برای خودم و نه برای دیگران کیک میپزم.
واژههای مرتبط
für برای؛ به · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · das Haus ساختمان، خانه · jetzt حالا · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · heute امروز · nach به (مقصد)؛ برای · stehen ایستادن · noch هنوز