واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

weinen

فعل · A2

weint, weinte, hat geweint

گریه کردن

در داستان‌ها

Beide weinen ein bisschen.

هر دو کمی گریه می‌کنند.

Parisa kommt (سطح A2)

Sie weinte nicht, aber sie lächelte, als wäre die Tochter schon im Zimmer.

او گریه نکرد، اما او لبخند زد، انگار دختر از قبل در اتاق بود.

Der Klavierstimmer (سطح B1)

Beide weinten vor Freude.

هر دو از خوشحالی گریه کردند.

Das Vorstellungsgespräch (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

der Anruf تماس تلفنی · die Anzeige آگهی · die Apothekerin داروساز (زن) · die Heimat وطن · klingen صدا دادن، طنین داشتن · die Kollegin همکار (زن) · obwohl با اینکه، اگرچه · der Ton نت، صدا؛ لحن · vorsichtig محتاط، با احتیاط · der Wecker ساعت زنگ‌دار · der Bus اتوبوس · damit تا اینکه، برای اینکه