واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

zum ersten Mal

اصطلاح

برای اولین بار

در داستان‌ها

Samiras Bruder besucht ihn zum ersten Mal.

برادر سمیرا برای اولین بار به دیدن او می‌آید.

Lukas kocht (سطح A2)

Er kommt aus Teheran und ist zum ersten Mal in Deutschland.

او از تهران می‌آید و برای اولین بار در آلمان است.

Papa in Köln (سطح A2)

Dann schaltete sie den Computer aus und ging zum ersten Mal seit Wochen früh ins Bett.

بعد او کامپیوتر را خاموش کرد و برای اولین بار بعد از چند هفته زود به رختخواب رفت.

Die erste Besprechung (سطح B2)