واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

bauen

فعل · B2

baut, baute, hat gebaut

ساختن

در داستان‌ها

»Warum baut man Geräte so, dass man sie nicht reparieren kann?«, fragte das Mädchen.

«چرا دستگاه‌ها را طوری می‌سازند که نشود تعمیرشان کرد؟»، دختر پرسید.

Das Reparaturcafé (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

schwer سنگین · gerade الان؛ تازه · kaputt خراب، از بین رفته · der Kopf سر، ذهن · der Monat ماه · das Problem مشکل · vielleicht شاید · warum چرا · backen پختن (کیک) · einfach همین‌طوری، به‌سادگی؛ فقط · fast تقریباً · die Firma شرکت