backen
backt, backte, hat gebacken
پختن (کیک)
در داستانها
Dort backt Kian Brot und Brötchen.
آنجا کیان نان و نان صبحانه میپزد.
Seine Mutter Parisa möchte einen Kuchen backen.
مادرش پریسا میخواهد یک کیک بپزد.
Zu Hause backt Parisa den Kuchen.
در خانه پریسا کیک را میپزد.
»Kannst du backen?«, fragt Julia.
«تو میتوانی کیک بپزی؟»، یولیا میپرسد.
»Ich kann auch nicht backen.«
«من هم نمیتوانم کیک بپزم.»
Als Dank backte Frau Berger einen Apfelkuchen.
به عنوان تشکر خانم برگر یک کیک سیب پخت.
واژههای مرتبط
zuerst اول · dort آنجا · gern با علاقه، با میل · die Küche آشپزخانه · leer خالی · lernen یاد گرفتن، آموختن · der Montag دوشنبه · die Stunde ساعت · trinken نوشیدن · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · bei نزدِ، در · beim موقعِ (bei + dem)